ظریف ادرار انجمن پروستات استفاده تکرر ادرار

ظریف: ادرار انجمن پروستات استفاده تکرر ادرار درمان سرطان سرطان پروستات اخبار پزشکی

گت بلاگز اخبار حوادث او پول رهن منزل را گرفت و گریخت ، دزدی و کلاهبرداری زن مطلقه خوش تیپ

زن میان سال که مدعی بود دختری جوان با دستبرد به پول های بعد اندازش به مکان نامعلومی گریخته است به کارشناس و مددکار اجتماعی کلانتری الهیه مشهد مراجعه کرد. 

دزدی و کلاهبرداری زن مطلقه خوش تیپ/ او پول رهن منزل را گرفت و گریخت

عبارات مهم : زندگی

زن میان سال که مدعی بود دختری جوان با دستبرد به پول های بعد اندازش به مکان نامعلومی گریخته است به کارشناس و مددکار اجتماعی کلانتری الهیه مشهد مراجعه کرد.

روزنامه خراسان نوشت:وی گفت: حدود یک سال قبل هنگامی که آخرین مشتری، سالن آرایشگاهم را ترک کرد، من هم مشغول مرتب کردن لوازم آرایش و پیرایش شدم بعد از آن هم جارو را برداشتم تا کف آرایشگاه را تمیز کنم. درحالی که در افکار خودم غرق بودم ناگهان صدای سلام دختری جوان رشته افکارم را برید او دختری قشنگ و مودب بود و درحالی که خیلی محترمانه سخن می گفت به دنبال شغلی جهت کسب درآمد می گشت.

می گفت پدر و مادرم در شهرستان زندگی می کنند و اوضاع مالی خوبی ندارند من هم چند ماه قبل از شوهرم طلاق گرفتم و اکنون به دنبال کاری می گردم تا هزینه های زندگی ام را تامین کنم. آن دختر جوان درحالی که از من تقاضا می کرد او را در آرایشگاه استخدام کنم مدعی بود تا حدودی امور مربوط به آرایش و پیرایش را فرا گرفته هست. من هم که جذب سخن گفتن او شده است بودم و از سوی دیگر حس دلسوزی و عاطفی ام گل کرده بود، خیلی سریع و بدون هیچ گونه تحقیقی «غزاله» را استخدام کردم و او در آرایشگاه مشغول به کار شد. با این وجود هنگامی که بیان کرد جایی جهت خواب ندارد و از من خواست اجازه دهم شب را در سالن آرایشگاه سپری کند، زیاد دلم به حالش سوخت، این بود که از همان شب اول غزاله را به منزل خودم بردم تا در کنار من و دختر 25 ساله ام زندگی کند. آیا که من هم از حدود 10 سال قبل از شوهرم طلاق گرفته بودم و با دخترم زندگی می کردم.

او پول رهن منزل را گرفت و گریخت ، دزدی و کلاهبرداری زن مطلقه خوش تیپ

آن شب غزاله از مشکل های زندگی و بدبختی هایش برایم سخن گفت. من هم که حرف های او را با تمام وجودم درک می کردم، تصمیم گرفتم از هر طریق ممکن به او کمک کنم تا زندگی خوبی داشته باشد. خلاصه روزها به همین ترتیب سپری می شد و او با کار در آرایشگاه پول هایش را بعد انداز می کرد، من هم از او راضی بودم آیا که دختری خوش زبان و جالب بود. مدتی بعد زمانی که دیگر همه زندگی من در اختیار او قرار داشت، یکی از بستگانم که مردی بازنشسته و تنها بود، تصمیم به ازدواج مجدد گرفت، من هم بلافاصله غزاله را به او معرفی کردم و هر دو نفر آن ها بعد از گفت وگوهای مقدماتی در منزل من ، قبول کردند که با یکدیگر ازدواج کنند.

خیلی سریع مراسم عقدکنان آن ها برگزار شد و من جهت خوشحال کردن غزاله قولنامه 10 میلیون تومانی رهن منزل آن ها را در حالی به نام غزاله نوشتم که مبلغ رهن را خودم پرداخته بودم و از این کارم بسیار احساس لذت می کردم که بانی یک کار خیر شده است ام. ولی هنوز شش ماه از این ماجرا سپری نشده بود که روزی فامیل مان با من تماس گرفت و با نگرانی گفت: غزاله با گرفتن پول رهن از بنگاه، وسایلش را نیز برداشته و به مکان نامعلومی رفته هست. از آن روز به بعد هرچه با شماره تلفن او تماس گرفته ایم خاموش بود. هنگامی که به طور ناگهانی سراغ پول های بعد اندازم رفتم، متوجه شدم که پانصد هزار تومان از پول هایم نیست .

زن میان سال که مدعی بود دختری جوان با دستبرد به پول های بعد اندازش به مکان نامعلومی گریخته است به کارشناس و مددکار اجتماعی کلانتری الهیه مشهد مراجعه کرد. 

شایان ذکر است به دستور سرهنگ توفیق حاجی زاده (رئیس کلانتری الهیه مشهد) تلاش پلیس جهت شناسایی و دستگیری غزاله شروع شده است است.

واژه های کلیدی: زندگی | آرایشگاه | آرایشگاه | کلاهبرداری | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs